This poem was nominated poem of 2005 . Written by an African kid, amazing thought
When I born
I Black
When I grow up
I Black
When I go in Sun
I Black
When I scared
I Black,
When I sick
I Black
And when I die
I still black ...
And you White fellow
When you born
you pink
When you grow up
you White
When you go in Sun
you Red
When you cold
you blue
When you scared
you yellow
When you sick
you Green
And when you die
you Gray ...
And you call me colored!

این شعرکاندیدای شعربرگزیده سال2005شد .توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده واستدلال شگفت انگیزی داره.
وقتی به دنیا میام ،
سیاهم،
وقتی بزرگ میشم،
سیاهم
وقتی میرم زیرآفتاب،
سیاهم،
وقتی میترسم،
سیاهم
وقتی مریض میشم،
سیاهم،
وقتی میمیرم، هنوزم
سیاهم
وتو،آدم سفید
وقتی به دنیا میای،
صورتی ای،
وقتی بزرگ میشی،
سفیدی
وقتی میری زیرآفتاب،
قرمزی،
وقتی سردت میشه،
آبی ای
وقتی میترسی ،
زردی،
وقتی مریض میشی،
سبزی
ووقتی میمیری،
خاکستری ای
و تو به من میگی ،رنگین پوست...
|
اما زمان تولد، يك زن تا 57 واحد درد رو احساس مي كنه و این
معادل شكسته شدن همزمان 20 استخوانه!

قدر مادرتون و بدونید...
Beneath this mask there is more than flesh
Beneath this mask there is an idea, Mr. Creedy
...and ideas are bulletproof
The Aliens
you may not believe it
but there are people
who go through life with
very little
friction of distress.
they dress well, sleep well.
they are contented with
their family
life.
they are undisturbed
and often feel
very good.
and when they die
it is an easy death, usually in their
sleep.
you may not believe
it
but such people do
exist.
but i am not one of
them.
oh no, I am not one of them,
I am not even near
to being
one of
them.
but they
are there
and I am
here...
Charles Bokofski
بیگانه ها

شاید باور نکنی اما
مردمانی هستند
که با کمترین پریشان حالی و تشویش زندگی می کنند
لباسهای خوب می پوشند٬ آسوده سر به بالین می گذارند
وبا زندگی ساده خویش رفیق شده اند
با سختی ها نمی بازند و خرسندند
وقتی هم که می میرند؛
راحت می میرند
معمولا در خواب
شاید باور نکنی٬ اما
چنین مردمی وجود دارند
افسوس که من بیگانه ام با آنها
و فرسنگها دورم از آنها...

شاعر: چارلز بوکوفسکی
مترجم: نویسنده بلاگ
|
|
جعفری به عنوان بهترین تمیز کننده کلیه شناخته شده و طبیعی است!
|
...what if you were, dear heart

مردانه ایستاده ایم، بر عهدی که با تو بسته ایم...
نصر من الله و فتح القریب...
رشته صبرم به مقراض غمت ببريده شد...

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(ع)
التماس دعا...
چگونه باور کنیم نبودنتان را...

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته...
درگذشت جانگداز دکتر مجید سلیمانی پور و همسر گرانقدرشان سرکار خانم شهین برون را به تمام داغداران ایشان تسلیت عرض می کنم...
"دکتر مجيد سليماني پور در سال 1337 شمسي در يک خانواده مذهبي در شهر تهران چشم به جهان گشود و تحصيلات مقدماتي خود را در مدارس خالدي، حافظ، وصال و آزادگان به پايان رسانيد.
در سال 1355 وارد دانشگاه صنعت نفت آبادان گرديد؛ پس از تعطيلي دانشگاه ها به دليل انقلاب فرهنگي در سال 1358 با حضور در مديريت جهاد سازندگي آبادان به تلاش در عرصه آباداني و سازندگي درآبادان و خرمشهر پرداخت. با آغاز جنگ تحميلي در جبهه هاي حق عليه باطل حضور يافت و به مدت 60 ماه به طور داوطلبانه در حوزه هاي تخصصي و فني مخابرات و جنگ الکترونيک فعاليت نمود.
وی تحصيلات کارشناسي خود را با اخذ مدرک مهندسي برق از دانشگاه صنعتي شريف در سال 1364 به پايان رسانيد و در سال1370 موفق به اخذ مدرک کارشناسي ارشد در رشته مخابرات از دانشگاه خواجه نصير گرديد.
دکتر سليمانيپور مدرک دکتراي خود را با تخصص مخابرات سيار از دانشگاه واترلو کانادا در سال 1378 دريافت کرد و پس از آن در مسئوليت هاي مختلف اجرايي از قبيل قائم مقام دانشکده فنی و مهندسی (79-78)، رييس دانشکده فنی، مهندسی(80-79) رییس دانشکده و پژوهشکده فنی و مهندس(85-84)، قائم مقام دانشگاه امام حسين(ع) و عضو هيات مديره کنسرسيوم (صبانون) سال 84، مدير کنسرسيوم ايران 87، مديرعامل کنسرسيوم اعتماد مبين87، خدمت به کشور اسلامي پرداخت.
وي در طي اين مدت در حوزه تحقيقات 14 طرح ملي و سازماني را مديريت نموده و19 مقاله در مجلات و کنفرانسهاي معتبر داخل و خارج به چاپ رسانيدند.
راهنماي 20 دانشجوي کارشناسي ارشد و دکترا از ديگر فعاليتهاي اين دانشمند فرزانه بود که نشان اهميت و اهتمام ايشان به حوزه علم و دانش بود..."

یادشان همواره در خاطرمان زنده خواهد ماند...
برای دیدن عکس های مراسم تشییع پیکرهای پاک دکتر سلیمانی پور وهمسر بزرگوارشان به لینک زیر مراجعه فرمایید: http://www.mobna.net/Gallery/GalleryMultiItemView.aspx?ItemID=17
Swear to all these days of red
Whiff greenest season of year's ahead…
چند اقدم ساده جهت پیشگیری از ابتلا به آنفلوآنزای خوکی
تنها راه انتقال این ویروس به بدن دهان وبینی است. اکنون که این بیماری تبدیل به یک اپیدمی جهانی شده است، تقریباً غیر ممکن خواهد بود که با وجود رعایت تمامی راههای پیشگیری، با این ویروس تماس پیدا نکنید. گرچه هنو علائمی از ابتلا به این ویروس نشان نداده اید، اما جهت پیشگیری از تکثیر این ویروس در بدن و تشدید علائم و گسترش عفونت ثانویه، اقدامات بسیار ساده ای مفید به نظر می رسند.
1. غرغره کردن روزانه دو بار آب نمک گرم و یا لیسترین. ویروس H1N1 از روز سوم ورود به بدن، جهت تکثیر وارد حفره بینی و گلو می شود و سپس علائم بیماری ظاهر می شود. غرغره آب نمک به سادگی قادر خواهد بود از تکثیر این ویروس جلوگیری کند. غرغره با آب نمک همان تاثیری را خواهد داشت که Tamiflu (داروی ضد ویروس آنفلوآنزا) بر روی بیماران مبتلا دارد. پس این اقدام ساده را ساده نپندارید چراکه این اقدام یک روش پیشگیری بسیار قوی شمرده می شود.
2. روزی یک بار بینی خود را محکم تخلیه کنید! و هر دو حفره بینی تان را با پنبه ای که به آّ ب نمک گرم آغشته است، کاملاً تمیز نمایید. این روش نیز جهت خارج کردن آلودگی این ویروس بسیار مفید خواهد بود.
3. ایمنی طبیعی بدنتان را با مصرف مواد غذایی حاوی ویتامین C بالا ببرید. اگر از مکمل های ویتامین C استفاده می کنید، دقت کنید که مکمل از مقادیر قابل توجه زینک نیز بر خوردار باشد تا قدرت جذب آن بالا رود.
4. تا می توانید از مایعات گرم نظیر چای و قهوه استفاده نمایید. اثر نوشیدن این مایعات گرم مشابه غرغره آب نمک است با این تفاوت که مسیر خروج ویروس کاملاً بر عکس است. به این ترتیب که نوشیدن مایعات گرم موجب شستن ویروسها از گلو به سوی معده می شود یعنی جایی که این ویروس قدرت زنده ماندن، تکثیر و یا آسیب دیگری را نخواهد داشت. |

مترجم: نویسنده بلاگ




